برای عضویت در خبرنامه وبلاگ
آدرس ایمیل خود را وارد کنید:

Creative Commons License
کلیه‌ی حقوق این وبلاگ تحت لیسانس Creative Commons انتشار یافته و متعلق به این وبلاگ و کاربرانش می‌باشد بنابراین استفاده از مطالب آن با ذکر منبع و درج لینک بلامانع است.

   

منتظر نظرات شما هستیم ...

تمام توضیحات مربوط به این بخش با استفاده از Word 2010 ارائه حضورتان می‌شود و در مورد Word 2007 نیز تنظمات به نحو مشابه است.

شما در هنگام ویرایش یک سند ممکن است از فونت‌های خاصی استفاده کنید که این فونت‌ها در ویندوز افراد دیگری که قصد استفاده از فایل شما را دارند موجود نباشد در این صورت مطالب ویرایش شده به درستی نمایش داده نخواهند شد برای برطرف کردن این مشکل می‌توانید به چند روش عمل کنید؛ روش اول ذخیره‌سازی سند با فرمت pdf یا xps است. فرمت pdf با نرم افزار Acrobat Reader باز می‌شود و احتمالا برای شما آشناست و فرمت xps یک جایگزین جدید برای فرمت  pdf است که توسط مایکروسافت طراحی شده. ذخیره سازی سند با هر دو فرمت بالا علاوه بر حفظ ساختار ویرایشی فایل حجم آن را نیز تا حد خوبی کاهش می‌دهد. تنها اشکالی که در ذخیره سازی سند با این روش وجود دارد این است که این اسناد قابلیت ویرایش شدن را ندارند یعنی شما نمی‌توانید یک فایل pdf یا xps را درون ورد باز کرده و به ویرایش آن بپردازید.

اما اگر قصد دارید اسناد خود را به صورت فایل‌هایی با فرمت ورد doc یا docx ذخیره سازی کنید باید کاری کنید که فونت مورد استفادهٔ شما درون فایل ذخیره شود تا همیشه همراه فایلتان باشد. برای انجام این کار از نوار بالای ورد منوی File را که به صورت آبی رنگ است انتخاب کرده و در صفحهٔ جدید از ستون سمت چپ گزینهٔ Options را انتخاب نمایید. پنجره‌ای که باز می‌شود مربوط به تنظیمات نرم افزار ورد است. از ستون سمت چپ گزینهٔ Save را انتخاب نمایید. همان طور که در تصویر نیز مشخص شده است ابتدا گزینهٔ Embed Fonts in the File را تیک بزنید تا فعال شود.

در زیر این گزینه دو انتخاب وجود دارد؛ مورد اول در صورتی که تیک زده شود تنها کاراکترهایی را درون فایل ذخیره می‌کند که در متن شما مورد استفاده قرار گرفته‌اند به عنوان مثال اگر از حرف "پ" اصلا استفاده نکردید این حرف درون فایل ذخیره نمی‌شود بنابراین اگر بخواهید بعدا در سیستم دیگری مانند کافی‌نت‌ها یا در دانشگاه اقدام به ویرایش اسناد خود کنید نمی‌توانید این حرف را به کار ببرید چون با انتخاب این گزینه اصلا آن را ذخیره نکرده‌اید. در مواردی که ویرایش‌های بعدی شما نیاز به اضافه کردن متن به سند ندارد بهتر است این گزینه انتخاب شود چون ذخیره کردن کل فونت باعث افزایش چشمگیر حجم نهایی فایل شما می‌شود (هر فونت علاوه بر حروف الفبا شامل تعداد زیادی علائم و نشانه‌های دیگر نیز هست) و بعدا خواهید دید که باز شدن صفحات و ویرایش آن‌ها دچار کندی می‌شود. انتخاب گزینهٔ دوم باعث می‌شود فونت‌های سیستمی مانند Arial و Tahoma و ... که در تمام ویندوزها مشترک هستند در صورتی که در متن استفاده شده‌اند درون فایل ذخیره نشوند.




:: برچسب‌ها: مایکروسافت ورد , آموزش , رایانه
خاطره‌ای از کتاب استاد عشق تألیف ایرج حسابی
پنجشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۱ ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ | نوشته شده توسط ( نظرات )

دانشگاه شیکاگو بسیار پیشرفته بود. مهم‌تر از هر چیزی آزمایشگاه های متعدد و معتبر آن بود. من در لابراتوار بسیار پیشرفته اپتیک، مشغول به کار شدم. در خوابگاه دانشگاه هم اتاق مجهزی برای اقامت، به من داده بودند. از نظر وسایل رفاهی، مثل اتاق یک هتل بسیار خوب بود. آدم باورش نمی‌شد، این اتاق در دانشگاه باشد. معلوم بود که همه چیز را، برای دلگرمی محققین و اساتید، فراهم کرده بودند. نکته خیلی مهم و حائز اهمیت، آزمایشگاه‌ها و چگونگی تجهیزات آن بود. یک نمونه از آن مربوط به میزی می‌شد که در آن آزمایشگاه به من داده بودند. این میز کشوی کوچکی داشت. از روی کنجکاوی آن‌را بیرون کشیدم و با کمال تعجب، چشمم به یک دسته چک افتاد. دسته چک را برداشتم و متوجه شدم تمام برگه های آن امضا شده است! فوراً آن‌را نزد پروفسوری که رئیس آزمایشگاه‌ها و استاد راهنمای خودم بود بردم. چک را به او دادم و گفتم: ببخشید استاد، که بی خبر مزاحم شدم. موضوع بسیار مهمی اتفاق افتاده است. ظاهراً این دسته چک مربوط به پژوهشگر قبلی بوده و در کشوی میز من جا مانده است. و اضافه کردم، مواظب باشید، چون تمام برگ‌های آن امضا شده است، یک وقت گم نشود. پروفسور با لبخند تعجب آوری، به من گفت: این دسته چک را دانشگاه برای شما، مانند تمام پژوهشگران دیگر دانشگاه، آماده کرده است، تا اگر در هنگام آزمایش‌ها به تجهیزاتی نیاز داشتید، بدون معطلی به کمپانی سازنده تجهیزات اطلاع بدهید. آن تجهیزات را، برای شما می‌آورند و راه می‌اندازند و بعد فاکتوری به شما می‌دهند. شما هم مبلغ فاکتور شده را روی چک می‌نویسید و تحویل کمپانی می‌دهید. به این ترتیب آزمایش‌های شما با سرعت بیشتری پیش می‌روند. توضیح پروفسور مرا شگفت زده کرد و از ایشان پرسیدم: بسیار خوب، ولی این جا اشکالی وجود دارد، و آن امضای چک‌های سفید است؛ اگر کسی از این چک سوء استفاده کرد، شما چه خواهید کرد؟ با لبخند بسیار آموزنده ای چنین پاسخ داد: "بله، حق با شماست. ولی باید قبول کنید، که درصد پیشرفتی که ما در سال بر اساس این اعتماد به دست می‌آوریم، قابل مقایسه با خطایی که ممکن است اتفاق بیفتد نیست." این نکته، تذکر یک واقعیت بزرگ و آموزنده بود. نکته ای ساده که متأسفانه ما در کشورمان نسبت به آن بی توجه هستیم.یک روز که در آزمایشگاه مشغول به کار بودم، دیدم همین پروفسور از دور مرا به شکلی غیر معمول، نگاه می‌کند. وقتی متوجه شد که من از طرز دقت او نسبت به خودم متعجب شده‌ام، با لبخندی بسیار جذابی کنارم آمد و گفت: آقای دکتر حسابی، شما تازگی‌ها چقدر صورتتان شبیه افراد آرزومند شده است؟ آیا به دنبال چیزی می‌گردید، یا گم گشته خاصی دارید؟ من که از توجه پروفسور تعجب کرده بودم با حالت قدرشناسی گفتم: بله، من مشغول تجربهٔ نظریهٔ خودم در مورد عبور نور از مجاورت ماده هستم. برای همین، اگر یک فلز با چگالی زیاد، مثل شمش طلا با عیار بالا داشتم، از آزمایش‌های متعدد، روی فلزهای معمولی خلاص می‌شدم و نتایج بهتری را در فرصت کمتری به دست می‌آوردم؛ البته این یک آرزوست. او به محض شنیدن خواسته‌ام، گفت: پس چرا به من نمی‌گویید؟ گفتم آخر خواسته من، چیز عملی نیست. من با شمش آلومینیوم، میله برنز و میله آهنی تجربیاتی داشته‌ام. ولی نتایج کافی نگرفته‌ام و می‌دانم که دستیابی به خواسته‌ام غیر ممکن است. پروفسور وقتی حرف‌های مرا شنید از ته دل خنده ای کرد و اشاره کرد که همراه او بروم. با پروفسور به اتاق تلفنخانه دانشگاه آمدیم. پروفسور با لبخند و شوق، به خانمی که تلفنچی و کارمند جوان آنجا بود، سفارش شمش طلا داد و خداحافظی کرد و رفت. من که هنوز باورم نمی‌شد، فکر می‌کردم پروفسور قصد شوخی دارد و سربه‌سرم می‌گذارد. با نومیدی به تعطیلات آخر هفته رفتم. در واقع ۷۲ ساعت بعد، یعنی روز دوشنبه که به آزمایشگاه آمدم، دیدم جعبه ای روز میز آزمایشگاه است. یادداشتی هم از طرف همان خانم تلفنچی، روی جعبه قرار داشت که نوشته بود امیدوارم این شمش طلا، به طول ۲۵ سانتی متر و با قطر ۵ سانتی متر با عیار بسیار بالایی به میزان ۲۴، که تقاضا کرده‌اید، نتایج بسیار خوبی برای کار تحقیقی شما بدست دهد. با ناباوری ولی اشتیاق و امید به آینده ای روشن کارم را شروع کردم. شب و روز مطالعه و آزمایش می‌کردم تا بهترین نتایج را بدست آورم. حالا دیگر نظریه‌ام شکل گرفته بود و مبتنی بر تحقیقات علمی عمیق و گسترده ای شده بود. بعد از یک سال که آزمایش‌های بسیار جالبی را با نتایج بسیار ارزشمندی به دست آورده بودم، نزد آن خانم آوردم و شمش طلای خرده شده و تکه تکه را که هزار جور آزمایش روی آن انجام داده بودم را داخل یک جعبه روی میز خانم تلفنچی گذاشتم. به محض اینکه چشمش به من افتاد مرا شناخت و با لبخند پر مهر و امیدی، از من پرسید: آیا از تحقیقات خود، نتایج لازم را بدست آوردید؟ فوراً پاسخ دادم: بلی، نتایج بسیار عالی و شایان توجهی، بدست آوردم. به همین دلیل نزد شما آمده‌ام که شمش را پس بدهم، ولی بسیار نگران هستم. زیرا این شمش، دیگر آن شمش اولی نیست، و در جعبه را باز کردم و شمش تکه تکه شده را به او نشان دادم و پرسیدم حالا باید چه کار کنم؟ چون قسمتی از این شمش را بریده‌ام، سوهان زده‌ام و طبیعتاً مقداری از طلاها دور ریخته شده است. خانم تلفنچی با همان روی خوش لبخند بیشتری زد و به من گفت: اصلاً مهم نیست، نتایج آزمایش شما برای ما مهم است. مسئولیت پس دادن این شمش با من است. وقتی با قدم‌های آرام و تفکری ژرف از آنچه گذشته است، به خوابگاه می‌آمدم، به این مهم رسیدم، که علت ترقی کشورهای توسعه یافته، همین اطمینان خاطر و احترام کارکنان مراکز تحقیقاتی می‌باشد و بس، یعنی کافی ست شما در یک مرکز آموزشی، دانشگاهی و یا تحقیقاتی کار کنید، دیگر فرقی نمی‌کند که شما تلفنچی باشید یا استاد. چون تمام مجموعه آن مراکز در کشورهای پیشرفته دارای احترام هستند و بسیار طبیعی است که وقتی دست یک پژوهشگری در امر تحقیقات و یا تمام تجهیزات باز باشد و دارای احترامی شایسته باشد، حاصلی به جز توسعه علمی در پی نخواهد داشت.




:: برچسب‌ها: دانشمندان